بازرگانان پاريس گروههايي را به ياري آنان فرستاد. مارسل در پاريس كشته شد؛ بسياري تلاشهاي ديگر بدفرجام گشت و شورش شكست خورد1. شورش ژاكري وحشيانه بود و سركوبياش بيرحمانه.2 شورش دهقانان انگلستان بيست و سه سال بعد آغاز شد، يعني در سال1381، و رهبرياش را وات تايلر و جان بال داشتند. علت اصلي آن نظام ارباب و رعيتي بود، ولي ستمها و نارواييهاي بسيار ديگر را هم شامل ميشد. در اينجا هم عصيان اجتماعي با آرمانهاي ديني درآميخته بود. رهبر ديني آنان جان بال از هواداران ويكليف بود كه چنين موعظه ميكرد:
چو ميكِشت آدم و ميپخت حوا
كجا كس داشت از ارباب پروا؟
ناراضيان ديني را لولارد ميخواندند و براي مدتي كوتاه محبوبيت آنان چنان شد كه از هر چهار انگليسي يكي
لولارد بود. لولاردها روانهٴ لندن شدند؛ درخواستهاي عاقلانهاي داشتند، ولي آنها را با زيادهرويهاي احمقانهاي درآميختند. آنان فريب خوردند و شكست يافتند.
سركوبيشان هولناك بود. آيين ويكليف و آيين لولارد كه در آكسفورد حسن قبول يافته بود، از سوي ويليام كارتني سر اسقف كانتربري (1381 ـ 1396) در سال 1382، بيرون رانده شد. اين رويداد يك دوره اسارت فكري را در دانشگاه آكسفورد پديد آورد.3
اميدواركنندهترين رويدادها در قلمرو مسيحيت رشد نهادهاي پارلماني در انگلستان بود. اين رشد بيشتر از نياز حكومت به پول براي ادامهٴ جنگ ناشي ميشد، پولي كه تنها از بورژواها ميشد به مقدار زياد بهدست آورد. پارلمان بهتدريج قدرت و اولويت شاه را درهم شكست. در سال 1341، همهٴ وزيران شاه تابع تصويب مجلس بودند. در سال 1344، رأي داده شد كه اعتبارات بايد دقيقاً برابر مصوبات مصرف شود. مقارن پايان سدهٴ چهاردهم، مجلس عوام و مجلس اعيان هر دو به خود شكل ميبخشيدند.
پارلمان خوب سال 1376، به رهبري شاهزادهٴ
1. Arthur Layton Funk ,Robert le Coq and Etienne Marcel ,Speculum, 19, pp. 470..487, 1944.
روبر لوكوك، اسقف لان (لائون)، با مارسل ارتباط نزديك داشت و پس از مرگ او (1358) روبر به اسقفنشين كالاهورا فرستاده شد و تا هنگام مرگش در سال1372 در آنجا ماند. مقالهٴ فونك نشان ميدهد اساس قيام ژاكري وسيعتر از آن بوده است كه غالباً تصور مي شود.
2. شورش ژاكري در سال 1358 در پي قيامهاي دهقاني و شباني بسياري بود كه نخستين آن در سال 1214 در بري (Berry) روي داد و تمام منطقه را فراگرفت؛ دومي، در سال 1251 در پيكاردي پديد آمد و رهبرش شخص مرموزي بود بهنام ((استاد مجارستاني))، كه مدعي بود حضرت مريم او را براي تبليغ يك جنگ صليبي اجتماعي فرستاده بود؛ سومين قيام در سال 1320 داراي شور ديني بود. همهٴ اين قيامها شكست خوردند و با بيرحمي سركوب شدند.
3. Rashdall 3, 125 f., 1936.